نگاهی به وضعیت دینی واخلاقی درآموزش و پرورش کردستا
لقد من الله علي المؤمنين اذ بعث فهم رسولاً من انفسهم يتلو عليهم آياته ويزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمة و ان كانوا من قبل لفي ضلالٍ مبين «آل عمران 164»
يعني: «به حقيقت خداوند بر اهل ايمان منت گذاشت(نعمتداد) كه رسولي از خودشان در ميان آنان برانگيخت كه آيات خدا را بر آنان بخواند و نفوسشان را از هر نقص و آلايش پاك گرداند و به آنان كتاب(قرآن) و حكمت (سنت)بياموزد و هر چند پيش از آن در گمراهي آشكار بودند»
از پيامبر اكرم(ص) نقل است فرمود:«اِنَّما بُعْثِتُ لِأُتَّمم مَكارِمَ الاخلاقِ»
يعني:« قطعاً مبعوث شدم تا ارزشهاي اخلاقي را به كمال برسانم».
با توجه به آيات و احاديث فراوان از جمله آيه و حديث ياد شده، خداوند خالق، پيامبر را براي زدودن ناپاكي و موانع رشد و فراهمكردن زمينهي همسويي انسانها با نظام خلقت كه همان تسبيح موجودات بطور عموم و عبادت جن و انس بطور خصوص ميباشد، فرستاده است.
«يسبح لِلهِ ما في السموات و ما في الارض»«جمعه آيهي 1 تغابن آيهي 1»
«وما خلقت الجن والانس الا ليعبدون»«ذاريات 56»
با كنار هم گذاشتن كلمات خَلْق، خُلْق، تزكيه، تربية، تسبيح و ... در آيات متعدد و ارتباط اين كلمات با يكديگر ميتوان پي برد كه انسان زماني در مسير تكامل قرار ميگيرد، كه از هدف كلي نظام خلقت جدا نشود و هم سويي خود را كاملاً با شناوري موجودات در امر و فرمان الهي حفظ كند. اخلاق انساني كه پيامبر مأمور به تكميل ارزشهاي آن است همان سجايا و ويژگيهاي خاص اوست كه با تزكيه و رشد آن، آدمي در صراط مستقيم الهي قرار ميگيرد تا به سر منزل مقصود برسد.
پيامبر(ص) عقلها «يتلو عليهم آياته» و قلبها«ويزكيهم» را مخاطب قرار ميدهد. عقول با تفكر و انديشه به تصديق خداي واحد احد نايل ميشوند و قلبها به ايمان. ايماني آگاهانه، بدون لغزش، مولّد اعمال صالحه، پايدار و مقاوم...
معلم دين با تأسي از پيامبر(ص)عقلها و قلبهاي شاگردان را نشانه ميگيرد يعني در آنان انديشيدن و كسب آگاهي را بوجود ميآورد تا از گذرگاه عقل به قلبي مؤمن و آرام و مطمئن دست يابند.
از پيامبر(ص) نقل است فرمود:«علماءُ أمتي انبياءُ بني اسرائيل» يعني: دانشمندان امت من مانند پيامبران بني اسرائيل هستند.
«معلم دين وظيفهي سنگيني به عهده دارد.»
تعريف چند اصطلاح
دين: مجموعهاي از هدايتهاست به طوري كه اين هدايتها چون چراغهايي پرنور، جوانب مختلف انسان را روشن ميكنند كه ديگر جاي هيچ ابهام باقي نميماند و نيازي به زور زدن و اكراه نيست.«لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي»«بقره 256» راه گمراهي و رهيابي مشخص است.
معلم دين: كسي است كه نسبت به آيات الهي به انديشهاي تصديقگر نايل شده و از قلبي مملو از ايمان آگاهانه برخوردار است. به درجهي اسوه و الگو رسيده است. او ميتواند پيامبر گونه حقايق را به روش و حكمت نبوي تعليم دهد، اخلاق و اعمال نيك او همواره پيشقدم بر اقوال اوست.
تعليم: عرضه كردن آنچه كه عقلانيت را ارضا كند.
حكمة: روش و اسلوبي كه قلب متعلم را متواضع ميكند تا در مقابل حقيقت كرنش نشان دهد و دريچهي قلبش را براي پذيرش تعليمات عقلاني باز كند. حكمت سرشار از دلسوزي و محبت است.
اسوه: نمودي عيني، شاهد و مثالي كه بتوان عملاً خود را با آن مقايسه كرد. اسوهي اخلاقي عملاً ثابت ميكند آنچه ميگويد ميسر و ممكن و شدني است.
اخلاق: آنچه كه مانع گسست انسان از نظام خلقت و آفرينش است، مبناي آن فطرتي پاك است «فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله» «سورهي روم آيهي 30»
اختيار: گزينش خير، مبناي آن داشتن آگاهي است «انا هديناه السبيل إما شاگرا و اما كفوراً» «سورهي انسان آيهي 3»
تزكيه: پاك نمودن ذهن از كج فهميها، خرافات ... پاك نمودن قلب از خودخواهي، تكبر، بخل و حسد و ... و آمادگي انسان براي دريافت عوامل رشد.
تربيت: عرضهي عوامل و اسباب رشد و نظارت بر فرايند آن و مراقبت از متربي در تمام مراحل براي جلوگيري از توقف، سقوط و...
(مطلوب آموزش و پرورش)
با توجه به مقدمه و تعاريف ياد شده و همچنين تجارب و دستاوردهاي بشري در عرصهي آموزشو پرورش كه صحت آن مكرراً به اثبات رسيده است فرآيند آموزش و پرورش بايد از نوعي استقلال برخوردار باشد و بدور از برخي ملاحظهكاري و بازيهاي سياسي به كار خود ادامه دهد.
نگرش انساني صرف به متعلمين، بطوري كه در سياستگذاريهاي كلان مربوط به آموزش و پرورش، در هيچ حال، بعد انساني تحتالشعاع ملاحظات اقتصادي، حزبي و گروهي و ... قرار نگيرد و لازم است سياستگذاران عرصهي آموزش و پرورش براي رويكردي جديد، تربيت شوند و به اين توجيه برسند كه آموزش و پرورش يك اصل بلامنازع در موجوديت و حفظ نسلهاست. و اين حاصل نخواهد شد مگر با نگاه ديني به موضوع. نگاه ديني هيچگاه تعليم و تربيت را فداي هيچ نوع ملاحظهكاري نميكند.
آموزش و پرورش بايد:
1- بقول كانت انديشيدن را تعليم دهد نه فقط انديشهها را.
2- دانشآموزان را به تفكري پيوسته در همهي مراحل زندگي عادت دهد.
3- آنان را به كشف حقايق علاقمند كند.
4- در پديدهها و حوادث گوناگون آنان را به تدبر و تعقل تشويق كند.
5- كنجكاوي آنان را در مسير صحيح قرار دهد.
6- مجال اظهارنظر و ابراز عقيده را برايشان فراهم كند.
7- قدرت تعامل و همكاري و همفكري را در آنان تقويت نمايد.
8- ادب، نزاكت، شجاعت و شهامت را در وجودشان نهادينه كند.
9- در برخورد با ناكاميها، و پيشامدهاي سخت و دشوار، صبور و مقاوم تربيت كند.
10- آنان را با خداي يكتا و بيشريك آشنا كند.
11- به اعمال عبادي و شعاير ديني دلبسته نمايد.
12- حس نوع دوستي و عشق به ميهن را در وجودشان زنده نگه دارد.
13- انگيزهي فداكاري و خدمت به همنوع را در آنان ايجاد كند.
14- با مراقبتها و توجهات دقيق و برنامهريزي شده امكان انحرافها از جمله انحراف جنسي را از آنان سلب كند.
15- از آنان افرادي كارآمد، فعال و كاردان بسازد.
16- معلمين و بالاخص معلمين دين را از ميان افراد بسيار لايق و مقبول و شايسته براي انجام وظيفهي مهم تعليم و تربيت، برگزيده و يا تربيت كند.
17- آنان را به تاريخ ديني و ملي و ميهني بطور صحيح آشنا كند.
دين براي انسان در همهي جوانب بطور مستقيم يا غيرمستقيم، برنامه دارد و اين امكان نخواهد داشت مگر با رويکردی مخلصانه و آگاهانه به دين.
(نقاط قوت براي آموزش و پرورش كردستان)
1- دانشآموزان بطور عموم به دليل سن كم، در هر جا كه باشند از شرايطي تقريباً يكسان برخوردارند و آن پاكي روح و روان آنان براي پذيرش حقيقت است. دانشآموزان استان كردستان نيز علاوه بر شرايط عمومي از شرايط خاص اقليمي و فرهنگي و ديني ويژهاي برخوردارند.
2- حضور معلمين ديني متعهد و دلسوز و آگاه هر چند تعداد آنان اندك است.
3- وجود خانوادهها و خاندانهاي علاقمند به دين و خوشآوازه و مورد اعتماد در شهرها و آباديهاي استان.
4- زنده ماندن نسبي عرفيات و سنتهاي شايسته.
5-وجود حدود 2230مسجد در شهرها و آبادي هاي استان كردستان علاوه بر اين كه از علاقه ي وافر اين منطقه به دين مبين اسلام حكايت مي كند ، در زمان حاضر نيز مي تواند به عنوان فرصتي بسيار مناسب براي آموزش وپرورش باشد.
6-درصورت آموزش و هدايت به استفاده ي صحيح از اينتر نت و امكانات مشابه آن ، نه تنها فرصتي بسيارنيرومند براي آموزش ديني خواهد بود بلكه گسترش وتوسعه ي چنين امكاناتي امري اجتناب نا پذير است.
(نقاط ضعف در عملكرد آموزش و پرورش استان كردستان )
علاوه بر ضعفهاي عمومي كه بطور سراسري ساير استانها را نيز در برگرفته است.
1- اعمال سليقههاي شديد شخصي، حزبي و گروهي در موارد متعدد امور ديني و مسائل مذهبي.
2- خواسته و نخواسته، آگاهانه يا ناآگاهانه، اهمال در تهيهي منابع درس بومي در مسائل ديني و مذهبي .
3- دلسرد بودن بسياري از دانشآموزان و معلمين ديني از تعليمات ديني در مدارس.
4- دخالت برخي در تهيه و تدوين كتابهاي ديني اهل سنت و ممانعت از چاپ و نشر به موقع آن چه در وزارتخانه و چه در محل .
5- بوجود آمدن نوعي تنفر در ميان تعداد زيادي از دانشآموزان و معلمين و بسياري از خانوادههاي دانشآموزان نسبت به تناقض گوييهاي وارده در كتابها، رسانهها و عدم انطباق گفتار و رفتار بسياري از متوليان امور بالاخص مدعيان در مسائل ديني.
6- تحميل هزينههاي زياد بر پيكرهي آموزش و پرورش در برخي مناسبتهاي مذهبي و غيره كه تاكنون فايدهاي به ارمغان نياورده است.
7- عدم آشنايي و يا آشنايي بسيار ضعيف دانشآموزان با فرهنگ، تاريخ و مسائل واقعي ديني.
8- .ايجاد محدوديت در دورههاي ضمن خدمت معلمين در دروس ديني و متعلقات آن و ضعف شديد در اجراي اين دورهها.
10- آشنا نبودن اغلب برنامهريزان آموزش و پرورش كردستان با عمق و روح مسائل ديني، سطحينگري آنان نسبت به درس ديني، و بي اهميتي آنان در بسياري موارد، موجب ترجيح ملاحظات مالي بر تربيت ديني شده است كه البته اين مورد ميتواند از ملاحظات عمومي همهي استانها باشد.
11- مقدار و نحوهي پرداخت حقالزحمهي امامت جماعت در مواردي به معليمن ديني نوعي تحقير را نشان ميدهد مثلاً براي يك سال تحصيلي شش هزار تومان. البته لازم به ذكر است در نگاه دين، خواندن نماز هر چند بعنوان پيشنمازي به دريافت پول نيازي نيست حال اگر صحيح نيست چرا پرداخت ميشود و اگر به فرض صحيح باشد چرا اينقدر اندك كه مايهي كسر شأن معلمين باشد.
12- عدم رعايت بخشنامهها در خصوص معلمين دين اهل سنت براي درس ديني مدارس كه اغلب آنان دانشآموزان اهل سنت هستند و يا معلم ويژه اهل سنت براي دانشآموزان اهل سنت برخي شهرستانها مانند قروه و بيجار و...
13- به هدر رفتن زحمات دانشآموزان اهل سنت در كنكور هر ساله.
اگر فرض كنيم در ميان يك ميليون و نيم شركت كننده در آزمون سراسري فقط يكصدهزار نفر آنان اهل سنت باشند چون در كنكور از سؤالات اهل سنت مطرح نميشود و آنان مجبورند همان سؤالات عقايد و احكام اهل تشيع را پاسخ دهند و از ديگر سو در دبيرستان كتاب ضميمه خواندهاند بنابراين قادر به پاسخگويي نيستند و علاقهاي به آن ندارند، و اگر حداقل اين نوع سؤالات را 5 مورد فرض كنيم 5×100000 پانصدهزار نفر سؤال و ضريب اين سؤالات را 3 در نظر بگيريم هر ساله رقمي بسيار زياد نشان ميدهد كه متأسفانه هيچ كدام از مسئولين وزارتي و محلي عملاً اقدامي جدي بعمل نياورده اند كه اين مورد هم يكي از عوامل شده تا در دانشآموزان و معلمين و در ميان جامعه نوعي دلزدگي، نگراني و بياعتمادي ايجاد شود.
14- بسيار اتفاق افتاد ه و ميافتد كه معلمين ديني و دانشآموزان در معرض تفتيش عقايد قرار ميگيرند.
15- عدم همكاري برخي از مديران مدارس و ناهماهنگي آنان در برنامههاي معلمين ديني 16- ضعف آگاهي معلمين ديني از مباحث كلامي مخصوصاً كلام جديد در پاسخ به شبهات و ترويج خرافات بطوري كه در برخي مناطق مشاهده شده است از معلمين ديني كه تحت تأثير شبهات قرار گرفتهاند و با شبهآفرينان هم داستان شدهاند.
17- عدم تناسب كتابهاي ضميمه با كتابهاي تاريخ در مباحث خلافت و غيره و بيتوجهي به اين موضوع.
18- عدم توجه آموزش و پرورش كردستان در آشنايي دانشآموزان به شخصيتها و علماي برجستهي بومي كه در صورت توجه ميتوانست مشوق و انگيزهاي براي دانشآموزان در عرصهي كسب علم و دانش باشد.
19- كمبود كتاب و كتابخانه در اغلب مدارس مخصوصاً كتابهاي مربوط به منابع اهل سنت.
20- بيتوجهي نسبت به شناسايي و شناساندن معلمين ديني موفق و مقبول كه تأثير آن در تلاش بيشتر ساير معلمين و دانشآموزان بسيار چشمگير خواهد بود.
(تهديد هايي براي آموزش وپرورش ديني در استان كردستان)
1- همانطور كه اشاره شد ، در استان كردستان حدود 2230 مسجد وجود دارد، كه بي شك به همين تعداد هم افرادي به عنوان پيش نماز و مبلغ در آن فعاليت دارند اما با نگاهي به نحوه ي گزينش و انتصاب اين افراد و ميزان
اطلا عات وآگاهي آنان با مسائل ديني وعلمي ، و ادبيات رسانه اي آنان با مخاطبين ،وشخصيت الگويي كه در قبال مردم محل خود ويا در مقياس وسيع تر، از خود ارايه مي دهند ، متا سفانه ضعف هايي بسيار اساسي مشاهده مي كنيم .چون در اين تحقيق قرار بر اختصار است در توضيح اين نكات كافي است به ماجراي زير توجه شود تا معلوم گردد كه چنين وضعيت محيطي ، چه تاثير نامناسبي در فعاليت آموزشي معلمين ديني در آموزش وپرورش دارد .
چند سال پيش در آبادي هه ورامان تخت يكي از معلمين در مورد موجودات نامي وغير نامي براي دانش آموزان توضيح مي دهد كه با اين سوال روبرومی شود :
دانش آموزان – آقاي معلم ! شما گفتيد سنگ و ... موجودي غير نامي است آيا اين حكم شامل سنگ نزديك
مقبره ي پير شاليار هم مي شود ؟
( توضيحا: مردم آن روستا عقيده دارند سنگي كه در محوطه ي مقبره ي ياد شده است در طول سال فقط در يك روز مشخص ، شكسته مي شود و عجيب تر آنكه هر چه از آن شكسته و كاسته شود مجددا در طول سال رشد
مي كند .)
معلم - آري ! باز تاكيد مي كنم سنگ درهر جا باشد جزو موجودات غير نامي است .
سر انجام يكي از شاگردان كنجكاو پس از خروج از مدرسه به سراغ سنگ ياد شده مي رود و تكه اي از آن را جدا مي كند و موضوع را با پدرش در ميان مي گذارد . پدر هم موضوع را با امام جماعت و نهايتا ايراد و اعتراض وتكفير معلم و صدور حكم قتل او توسط امام جمعه ي آبادي و تلخ تر از همه ي اين ها رفتار و عكس العمل انفعالي مسؤل وقت آموزش و پرورش شهرستان سروآباد و حكم انتقال معلم بي گناه و ...
من وقتی این ماجرا را شنیدم برای حصول اطمینان خدمت این معلم شجاع رسیدم و ایشان تمام ماجرا را برایم تعریف کرد که مختصرا بدان اشاره شد وبه یاد یکی از ماجرا های قرون وسطی افتادم که یکی از شاگردان پس از جروبحث های فراوان استاد و قیل و قال های او در مورد تعداد دندان های اسب پیشنهاد شمارش دندان های یک اسب را می دهد که مورد بی مهری قرار گرفته و از کلاس اخراج می گردد. با این تفاوت آن معلم قرون وسطایی خود فردی خرافی و مدافع سرسخت خرافات بوده است و معلم امروز مامروج علم و دانایی است که مورد تهدید قرار می گیرد و شاگردان از وجود با برکتش محروم می شوند .
لازم به ذکر است این تنها ماجرایی نیست که اتفاق افتاده و می افتد بلکه جوانان ما به اشکال گوناگون شاهد اشاعه ی خرافات درمحیط زندگی خود هستندو نه تنها مرجعی رسمی نیست تا با آن مبارزه کند بلکه بسیاری از رسانه ها و محافل نیز هستندکه آزادانه به نشرچنین اباطیلی می پردازند.راستی محیط مسجد با چنین شرایطی تا چه اندازه برای دانش آموزان ما جذاب خواهد بود و آنان را به آموزش دینی در مدارس دلگرم وعلاقمند می کند ؟
2- صدا و سیمای مرکز استان کردستان ! ! به عنوان رسانه ای محلی که می بایست هم سوي اعتقادات واقعی مردم گام بردارد و آداب و رسوم و فرهنگ و ادبیات غنی و مسایل دینی آنان را که سالیان متمادی از آنان پوشیده ومکتوم شده است از منابع اصیل و کتاب های معتبر استخراج نماید و به مردم ارایه دهد محلی برای نشر اعتقادات شیعی شده است آن هم از نوع بسیار تفرقه افکن که بسیاری از علمای شیعی نیز آن را قبول ندارند مانند مراسم شهادت حضرت فاطمه ! که همه می دانند منظور آنان چیست و چه کسانی را در شهادت ! او مقصر می دانند و یا عزاداری ایام عاشورا که در اعتقادات و باورهای اهل سنت جایی ندارد و... که همه ی این ها را مردم به عنوان فرهنگی تحمیلی به حساب می آورند . سیمای کردستان حتی از پخش اذان محمدی امتناع می کند در حالی که همه ی شبکه ها ی سراسری و مراکز سایر استان های شیعی نشین علاوه بر پخش اذان نمازهای جماعت را مخصوصا در مغرب پخش می نمایند متاسفانه افرادی را به نام علمای اهل سنت در تلویزیون ظاهر می کنند تا آنچه را که به آنان دیکته شده بیان کنند که هیچ ارتباطی با منابع تحقیقی اهل سنت ندارد ویا مناسب حال مخاطبان نیست و این در حالی است که در استان کردستان تعداد بسیار زیادی افراد خبره و با ایمان هستند که نه تنها اجازه ی ظهور در ملا عام از طریق رسانه ها ندارند بلکه اجازه ندارند حتی در مساجد به تدریس روخوانی قرآن بپردازند. نسل جدید ادبیات مناسب خود را می خواهد و افراد خبره و عاملان به علم بایستی با علم و اخلاق خود به روشنگری بپردازند افرادی که تنها توان نقل قول دارند آن هم اغلب ضعیف و غیر مستند مخاطب ندارند در زمان حاضر طبق اعلام محققین هر پنج سال یک بار علوم و دستاورد های بشر دو برابر می شود و در نتیجه اندیشه ی نسل ها به سرعت متحول شده و رشد فزاینده ای می یابد و به موازات آن ادبیات رسانه ای نیز در حال تغییر است . راستی کسی که به عنوان عالم چنین نسلی را مخاطب خود قرار می دهد با همان معلومات پیشین چگونه می تواند به آموزش دینی در آموزش و پرورش کمک نماید ؟؟ و آیا موجبات گریز جوانان را فراهم نمی نمایند همانطور که تاکنون چنین بوده است .
3- وجود تکایا و محافل مختلف هر یک با عقاید و گرایش های متضاد و به دور از روح دینی موجب سرگردانی و تضادشخصیتی و اعتقادی بعضی از مردم شده اند هر چندبسیاری از کسانی که به آن محافل رفت و آمد دارند از افراد طاهرالقلب هستند اما اغلب گردانندگان آن محافل ازسادگی آنان سوء استفاده می کنند . بر خلاف شریعت قرآنی چیزهایی را حلال یا حرام می کنند و برخی ازفرعی ترین فروع را به درجه ی اصلی ترین اصول ارتقا می دهندتوحید را با رفتار و گفتار و شعار خود به حاشیه برده و بسیاری از خرافات را رواج می دهند .
سوال این است : آیا تعالیم دانش آموزان ما که قشر جوان جامعه را نیز تشکیل می دهند با تعالیم بسیار سطحی و یا خرافی چنین محافلی در تضاد قرار نمی گیرد ؟
4-در بافت مذهبی استان کردستان که اغلب به عنوان مذهب سنی معروف و شناخته شده است در شهر هایی مانند قروه و بیجار بیشتر برادران شیعی سکونت دارند و سنی و شیعه سالیان سال در کنار هم با مسالمت زیسته اند اما برخی از مسوولین از جمله کسانی هم که در امور مذهبی فعالیت دارند با تلاش در نشر و گسترش مذهب شیعی و محدود کردن آزادی مذهبی اهل سنت به انحاء مختلف که شمه ای از آن ذکر گردید موجب بی اعتمادی جوانان و سایر اهالی استان شده است و موجب واکنش هایی در آموزش های مدرسی نیز شده است که در کلاس های دینی و مباحث آن کاملا مشهود است .
به تجربه ثابت شده است که هرگاه معلمین دینی به دور از ملاحظات و مصلحت اندیشی های ناشی از ترس و واهمه و... حقایق دینی را بیان داشته اند مورد استقبال قرار گرفته اند اما متاسفانه بجای این که تشویق شوند مورد تعقیب و باز خواست نیز واقع شده اند و دانش آموزان چنانچه مشاهده کنند معلم آنان ملاحظه کاری می نماید نسبت به او بی اعتماد می شوند .
در خاتمه ی این بخش لازم به ذکر است برخی از مواردی که به عنوان ضعف آموزش و پرورش بیان گردیده است خود تهدیدی قابل توجه به حساب می آید علاوه بر آن تهدید های بسیار زیادی هست که در اینجا مجال ذکر آن نیست .
راهكارها
1- حذف محدوديت نامناسب از دورههاي ضمن خدمت دبيران ديني و گسترش دورههاي كلام همراه با نظم و نظارت دقيق در اجراي آن توسط افراد خبره و ايجاد فضاي گفتگوي آزاد بر اساس عقل و منطق و منابع ديني و علمي زيرا هر چه معلم ديني از تسلط بيشتر برخوردار باشد به نفع دانشآموز است.
2- توجيه مديران و برنامهريزان و مسئولان امور مالي در اهميت دادن به مسائل ديني و فرهنگي.
3- برداشتن نگاه امنيتي در طرح مسائل و موضوعات ديني در عقايد بومي.
4- چاپ و نشر به موقع كتابهاي ويژه اهل سنت در مدارس و دخالت نكردن افراد غير مسئول در اين امور.
5- شركت دادن مؤلفين اهل سنت در كتابهاي مشترك و يا مستقل كردن كتابهاي ديني اهل سنت و بومي كردن كامل آن.
6- اصلاح كتابهاي تاريخي در مسائل صدر اسلام مخصوصاً خلافت اسلامي و هماهنگي آن با كتابهاي ضميمه.
7- نگاه انساني به دانشآموزان و هدايت آنان بعنوان يك وظيفه الهي و حذف نگاه مصرفي از آنان و معلمين.
8- غني كردن كتابخانههاي مدارس از منابع و كتب مفيد و ترويج كتابخواني مخصوصاً كتابهاي ديني.
9- بها دادن به آداب و رسوم مثبت بومي، لباس و پوشش محلي بطوري كه دانشآموزان در قبال پوشش و فرهنگ و آداب بيگانه احساس كمبود نكنند و به ارزشها و دستاوردهاي بومي خود افتخار نمايند.
10- احياي تحقيقات ديني و دادن فرصتهاي مناسب براي انجام آن در ميان معلمين و شاگردان.
11- قطعي كردن موضوع طرح سؤالات ويژهي اهل سنت در كنكور سراسري و ساير آزمونها.
12- ممانعت از بيانات، نوشتهها و دخالتهاي تفرقه افكن و ايجاد زمينهي همدلي و وحدت و همبستگي.
13- فراهم نمودن زمينههاي تحقيق و گفتگو در خصوص ريشهيابي انحرافات اخلاقي و فكري در ميان دانشآموزان به شيوهي علمي و حكيمانه و تلاش براي رفع آن.
14- حذف حالتهاي صوري و بيهوده از مراسم مذهبي در مدارس و ايجاد زمينهي مشاركت فعال دانشآموزان.
15- توجه بيشتر به معني و مفهوم آيات قرآن در مسابقات قرآني به جاي قرائت صرف.
16- تلاش در فعال نمودن گروههاي آموزش ديني و فراهم نمودن ارتباطات بيشتر معلمين ديني در طول سال تحصيلي .
17- دقت زياد در انتخاب مديران و معاونان با اخلاق و فهيم در مدارس كه ميتوانند نقش بسيار مهمي در تربيت اخلاقي دانشآموزان ايفا كنند.
18- حذف برخوردهاي دوگانه و يا چندگانه در مسائل تربيتي دانشآموزان از جمله نحوهي پوشش، موي سر و... در پسران و حجاب دختران و تلاش براي آگاهانه كردن ارزشهاي حجاب.
19- تلاش براي شناسايي آن دسته از معلمين ديني كه با بي رغبتي در كلاس ديني و قرآن حاضر ميشوند و بررسي علل و عوامل آن و در صورت عدم موفقيت آنان در انجام وظيفه خود، الزام در تغيير شغل آنان صورت گيرد.
20- حذف توقعات انفعالي از معلمين و دانشآموزان زيرا توقعات انفعالي موجب پديدهي ريا و تزوير خواهد شد و صداقت و يكرنگي را از بين ميبرد. ۲۱- و ...
نتيجه
امروزه با توجه به وسعت و سرعت و سهولت وسايل ارتباطي، لازم است دستگاه آموزش و پرورش و ساير ارگانهاي ذير ربط و سياستگذاران امر آموزش و پرورش، به خوبي درك كنند، كمتوجهي به مسائل ياد شده و موارد ديگري كه مجال ذكر آن نيست، به همان وسعت و سرعت و سهولت، موجب رويكرد دانشآموزان(همان نوجوانان و جوانان) از فرهنگ و فكر و اعتقادات و اخلاق ديني داخلي به خارج ميشود كه متأسفانه تاكنون هم، بيتوجهيهاي فراوان. چنين پديدهاي را موجب شده است لازم است مسئولان و برنامهريزان ملاكهاي ديني و هدايتهاي آن را بعنوان قانون اساسي تربيتي در نظر بگيرند و از نامها و عناوين ديني در امور تربيتي و آموزشي، تنها بعنوان تبرك استفاده نكنند.
سال ۱۳۸۵
سنندج : م . مردوخی
